خلاصه جلسه1 و2 کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی»
خلاصه جلسه1 و2 کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی»
دوستان دوباره سلام
بد ندیدم با توجه به توضیحات داده شده درباره کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی»، خلاصه ای خیلی فشرده از جلسات اول و دوم سخنرانی آقا در رمضان 1353 که در مسجد امام حسن(ع) مشهد ایراد فرموده اند و در این کتاب آمده است، را در اینجا بگذارم تا اگر دوستانی که به کتاب دسترسی ندارند، از آن هرچند اندک، بهره مند شوند. مطمئنا خلاصه برداری اینجانب دارای کاستی هایی است و نمی تواند بخوبی، مطالب آقا را به مخاطب منتقل کند، ولی مصداق شعر معروف«آب دریا را اگر نتوان کشید/ هم به قدر تشنگی باید چشید» حداقل از این دریای تفکرات آقا کمی بچشیم.
نکات جالبی که آقا در جلسه اول و دوم با موضوع ایمان به آن اشاره داشته اند :
جلسه اول
1-ایشان تفسیری زیبا از معنای آیه «و اطیعو الله و الرسول لعلکم تُرحمون» ارائه می دهند که دربردارنده مباحثی چون:
علت آوردن کلمه اطیعوا الله و کلمه الرسول در کنار یکدیگر، مفهوم ترحم پروردگار و چگونگی تحقق آن و مفهوم غلط رایج در میان عوام در مورد رحم پروردگارو … می باشد( صفحات 46 و 47 کتاب)
2- «غفران و مغفرت الهی» به چه معناست و تمثیلی درباره معنا و مفهوم غفران الهی.( ص50 کتاب)
3- بیانی معنای حقیقی «انفاق» ؟
انفاق به معنای پرکردن خلاها و نیازهای جامعه است. هرخرج کردنی(پول، عمر، آبرو و …) انفاق محسوب نمی شود.( ص53 کتاب)
4-عبارت قرآنی«و الکاظمین الغیظ» به معنای سرکوب کردن و فراموش کردن خشم خود بر علیه دشمنان اسلام نیست بلکه به معنای فرو بردن و فرونشاندن خشم و آنگاه براساس عقل تصمیم گرفتن است.( ص54کتاب)
*************************
جلسه دوم:
1-در آیه «قل الانفال لله و الرسول» خدا که احتیاجی به انفال ندارد، پس منظور از «لله» چیست؟ منظور آن است که اموالی که جزء انفال محسوب می شوند باید در راه خدا و اهداف الهی خرج شود و منظور از «الرسول» یعنی رسول و فرستاده خدا، مسئول خرج این انفال در راه خداست. ( ص60 کتاب)
2-سه خصوصیت مومن با توجه به آیه «فاتقوالله و اصلحوا ذات بینکم و اطیعوا الله و رسوله ان کنتم مومنین»: 1-تقوای خدا پیشه می کنند.2- فیما بین خود را اصلاح می کنند و اختلافات را کنار می گذارند.3-از خدا و پیامبرش فرمان می برند .( ص61 کتاب)
3-معنای حقیقی ترس از خدا؟ (که از نشانه های مومن ذکر شده است؛ الذین اذا ذکرالله وجلت قلوبهم)
ترس از خدا یعنی ترسی که ناشی از احساس عظمت خدا و احساس حقارت خویشتن در مقابل پروردگار باشد( ص63 کتاب)
4-آقا این موضوع را که ائمه علیهم السلام برای آموزش ما شیعیان، دعاها را با سوز و اشک می خواندند را رد می کند و در این باره می فرمایند:
«چقدر ناوارد و بی اطلاع از روح دعا و کیفیت مناجات بندگان صالح با خداست، آن کسی که خیال می کند گریه و ناله و اشک امام(ع) برای آموزش دادن است یعنی تصنعی گریه کرده اند تا تو و من یاد بگیریم؟ اشتباه است این. واقعا اشک ریخته اند، چرا اشک ریخته اند؟ برای اینکه معرفتشان نسبت به خدا بیشتر است. ص64 کتاب »
5-مومن واقعی، ایمانش ریشه دار است و این ایمان را از راه تدبر و اندیشیدن در حقایق الهی بدست آورده است. مومن واقعی ایمانش عاریتی نیست که ایمانش را از پدر ومادر یا جو و محیط بدست اورده باشد که این ایمان سطحی است و در تندباد فتنه ها از دست رفتنی خواهد بود. (ص65 کتاب)
6-رد شبهه عدم فهم آیات قرآن؟(رد نظر اخباریون شیعه که معتقدند فقط امام معصوم می تواند قرآن را بفهمد و دیگران نمی توانند و نباید در آیات قرآن تدبر کنند!) ایشان در این باره در ص 65 کتاب می فرمایند:
«به آن کسانی که می گویند«قرآن را ترجمه نکنید، معنا نکنید، تفسیر نکنید که عقل ما نمی رسد» به آنها می گوییم اگر ما قرآن را نمی توانستیم بفهمیم، چگونه ایمان ما با خواندن قران زیاد می شود؟]و اذا تُلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا[ پس پیداست قرآن کتاب رمز نیست. قران کتابی است که باید آن را خواند به قصد فهمیدن، و فهمید به قصد افزوده شدن و نیرومندتر شدن ایمان. ص65 کتاب »
7-رد این حرف عامیانه که :« آقا، خدا خودش باید اصلاح کند، از بنده خدا کاری برنمی آید؛ این غلط است. اگر از بنده خدا کاری برنمی آمد، اگر برای ازبین بردن و ریشه کردن فساد، اراده آدمیو نیروی آدمی به کار نمی آمد، خدا انبیا را بسیج نمی کرد. مردم را به پیروی از انبیا دعوت نمی کرد…پس بدانید که فساد بشری را باید بشر ریشه کن کند. ص66کتاب»
8-اعلام زودتر از موعد شکست جبهه الهی، از ترفندها و نقشه های شیطان است. اشاره ای به جنگ احد و شایعه شیطانی کشته شدن پیامبر که باعث فرار بسیاری از افراد لشکر اسلام شد(توکل یعنی پیامبر اگر کشته شود، خدای پیامبر که کشته نشده است، پس نباید از میدان جنگ فرار کرد)(توجه به بعد سیاسی این ترفند شیطان از اهمیت بسزایی برخوردار است ).(ص68کتاب)
9-معنای عبارت «الذین یقیمون الصلوه» چیست؟ «الذین یقیمون الصلوه» یعنی کسانی که نماز را در جامعه به پا می دارند، ایشان در توضیح بیشتر این مفهوم می فرمایند: «نه اینکه فلانی نمازخوان نیست، نمازخوانش کنیم؛ یعنی جامعه ی نمازخوان، یعنی جامعه ای که دائما به یاد خدا و در راه خداست. جامعه ای که می گوید(ایاک نعبد و ایاک نستعین) جز خدا کسی را عبادت و عبودیت نمی کند و جز به خدا به هیچ کس دیگر اتکا و از کسی استعانت نمی جوید. جامعه نمازخوان یعنی آن جامعه ای که هر روز سردمداران فساد یعنی (مغضوب علیهم) و از دنباله روان فساد یعنی از (ضالین) تبری می جوید.ص 70و71 کتاب »
*******
دوستان، متن کتاب پرشورتر و زیباتر از خلاصه برداری اینجانب است، پس اگر بنده، بد خلاصه کرده ام، به بدی آن نگاه نکنید بلکه با مطالعه کتاب از لسان آقا به طرز زیباتر و پرشورتری با مفاهیم بالا آشنا شوید، ضمنا قسمت های قرمزرنگ بالا، عین بیانات آقا از کتاب است
و من الله التوفیق
التماس دعا
![]()
جمعی هستیم از طلبه و دانشجو